تبليغاتX

خوش اومدی عزیزاینجا که رسیدی احساس غریبی مکن ؟این کلبه درویشی تلعق به تو دارد

*
*
*
*
*
*
*
๑۩۩๑ آخ دلم هواتو کرده نازنینـم๑۩۩๑
๑۩۩๑عشقولانه๑۩۩๑
سلام.به خلوت من خوش اومديد.اینجا رو با تمامی احساسم به هم قسم عزیز پیشکش می کنم.

من بودم،باران باريد تو آمدي...


من و تو ما شديم، التماس هم باراني شد..


رنگين كمان من ابدي بمان!!!

...مهسا  جان....

می خواهم یک دنیا به تو عشق بورزم ...

می خواهم عاشقت باشم،این بهترین حس دنیاست...

تو تنها نیاز من،تنها آرزوی من و تنها عشق من هستی....

بهترین لحظات عمرم در کنار تو بودن است...

وقتی که نیستی،می خواهم بدانی که آنقدر به تو وفا دارم

که هیچگاه در چشمهای دیگری خیره نخواهم شد...

آنچنان دوستت خواهم داشت که تو می خواهی...

وقتی که نیستی برای وفاداریت بیشتر عاشقت خواهم بود...

در انتظار تو  آنقدر با اطمینان به افق خواهم نگریست

که هیچ عاشق منتظری نگاه نکرده است...

آنچنان به تو اعتماد خواهم کرد که لایق آن تنها تویی،تنها تو بهترین من.

منتظر می مانم تا تو بیایی و آنگاه که تو بیا‌‌‌یی...

آه وقتی که تو می آیی...

اوج خوشبختی است!!!

دوستت دارم  مهسا

+ نوشته شده در  ساعت   توسط رضـــــــا | 

گریه کن جداییا ما  را رها نمی کنند

 

آدما انگار برای ما دعا نمی کنند

 

گریه کن حالا حالا  از هم باید جدا بشیم

 

بشینیم  منتظر معجزه خدا  باشیم

 

گریه کن منم دارم مثل تو گریه می کنم

 

به خدا آسمونامون گلایه  می کنم

 

گریه کن واسه شب هایی  که بدون هم بودیم

 

تنهایی برای سنگینی غصه کم بودیم

 

گریه کن سبک میشی روزای خوب یادت میاد

 

گرچه تو تقویما مون نیستن اون روزا ز یاد

 

گریه کن قولی که بهش عمل نشد

 

واسه مشکلاتی که بودش و هست و حل نشد

 

توی بارونی ترین ثانیه حرفاتو بزن

 

گریه کن آینه شه باز اون چشمهای روشنت

 

واسه موندن لازمه .

 

*فدای گریة کردنت *

چه خوش در خود شکستن ...

     به از آن، دیگران پایت به زنجیری ببستن...

 

     امید دوستی از هر که داشتن ...

     دل و جان ، بر سر دوستی گذاشتن ...

     همه عمر ، بر خیالی ، سر بردن ...

 

     ندانستن ، به که راز دل گفتن ...

     همه جان را فدای دوست کردن ...

     همه دل را خراب عشق کردن ...

 

     تو عاشق باشی و معشوقت دهت درد  ...

     تو بر خاک ، گردی ، خاکستر آیدت دست !!!

     همه خود را فدای این و آن کن ...

     شب و روزت خدا را پشتبان کن ...

     بگیر ، بر دست این ، تیغ و ، بزن نیش ...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط رضـــــــا | 

دیگه چیزی هم برای گفتن نمونده....دستایی که خیلی راحت تنهات گذاشتن

چشم هایی که خیلی راحت چهرت و از یاد بردن....گوش هایی که صدات و نشنیدن

امشب دلم میخواد تا صبح دعا کنم....آره دعا کنم....دعا کنم....منی که کفر میگفتم حالا میخوام التماس کنم

بعد اون چطور میشه زندگی کرد....

پوووووووووووووووووووووووووووووووف..

د ختر  میدونم حرفات به نظرت احمقانس....میدونم حتی فکرشم نمیکردی نه؟

آره اما من ...منی که ....منی که عاشق کشی میکنم...منی که همرو میچزونم..همیشه

 چشمم میون کامنت ها. دنبال تو بوده.. اما ...هیچ وقت اسم تو بینشون نبود

میدونی چیه...هنوز هم ابلهانه فکر میکنم که تو ممکنه هنوزم....نه دیگه...

 

شاید هرگز فکرشم نمیکردم که تنهام بزاری...مسخرس...مسخره...حالا که به این نتیجه رسیدم که تو انتخاب منی...تنهام گذاشتی هان.....

حرفی دیگه نمونده....حتی...حتی...ثانیه  این ساعت روی میزم کم اورده...حرفی نمونده...

ادامش و شب مینویسم

الان اصلا حالم میزون نیس...

چیکار باید بکنم آخه تو بگو....تو بگو...

من نمیفهمیدم...من احمق بودم...دلت پیشه یکی دیگه بوده

shit

shit

آره شت....

دلم میخواد بازم یه بهانه گیر بیارم واسه گریه...میدونی خیلی پرم ....هیچ کار برام نکردی حد اقل یه سوزن بر دار بیار و کمک کن تا بترکم....

من با تو چیکار کردم...دِ بگو.....چرا لال شدی...چرا چند وقته صدات و. نشنیدم...آخه چرا....چرا تنهامم

چرا من به تو...به یکی...به یکی مثه تو احتیاج دارم...

بگو چرا باید بشکنم...بو چرا باید توی خودم...توی رویاهام بشکنم...بگو چرا...بگو ...بگو چرا هرچی از اون میخوام بهم نمیده...بگو چرا وقتی تورو خواستم ازم  چرا

 

 گرفت....بگو.....بگو....

باید بگم الان ساعت ۱ ...

چقدر دلم وینیستون لایت میخواد شاید یه بسته وینستون لایت برای یه مدت آرومم کنه برای 1 ساعت

برای چند دقیقه یا ثانیه....

راستش

پوووووووووووووف

یه عالمه حرف زدم...همش پرید...

بخوابم سنگین ترم

....

فقط خواستم بگم...

دوست دارم

دوست دارم بی وفا

دوست دارم نا مرد

دوست دارم رفیق نیمه راه

دوست دارم

...

آره بدترینم که باشی بازم برام عزیزی

زل زده بودم به آینه روبه روی تخت توش یه چیزی میدیدم که تاحالا نبوده...یه نقطه شایدم یه لک سیاه روش بود....ولی هرچی که بود دلم و لرزوند

من نبودم آره اون پسره توی آینه من نبودم همونی که میون دود سیگار محو شده بود من. نه نبودم نبودم

آینه یه لاشه بود...یه نفر آدم که فقط پوست و استخونه!.... ....توی

 

یه نفر آدم که داره میشکنه...

این صدا صدای من نبود که توی اتاق پیچیده بود...اون صدا صدای یه نفر بود که مدتیه داغونه..!!!

 

چرا تو ...چرا تو بد باشی...تا من هستم هیچکی بد نیس.... دلم به حال قاصدک ها دلم به حال تمامی قاصدک

 

هایم مسوزد  که به هوا فرستادم...و ابلهانه پنداشتم .... ....ابلهانه پنداشتم که آرزویم بر آورده میشود

 

...و ابلهانه تر از قبل خداوند جوابم را داد:من عاجزم...

 

بد ترین صحنه بود وقتی که دیدم .... زیباترین گلی که خشک کردم پر پر شده و ریخته روی زمین و روشم دو تا قطره

خون خشک چکیده..... بدترین صحنه بود وقتی که دیدم تمام سیگارام شکسته

و وقتی بهشون احتیاج دارم...حتی از من شکسته ترن....

 

بد ترین صحنه بود وقتی دیدم اشکم خشکیده... از همه بد تر خوندن آخرین  کامنت تو بود...

که دلم و سوزوند...که من و وادار کرد تا فکر کنم.....

 

نمیدونم شاید بازم آپدیت کنم. ...یا نه ؟؟؟دیگه انگیزه اومدن اینجا و آپ کردن دیگه خداحافظ

 

 برام نمونده می خوام برایه مدت طولانی

برم دور از اینجا شاید کمی آرومتر بشم ....

. شاید بازم دلم برای اینجا تنگ بشه خب....

شاید دل خود خواه منم عاشق باشه هنوز...به وقت احتیاج داره....به وقت وقــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت!!!...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط رضـــــــا | 

به نام او که رفت و خشکید توی غرور  

من نمیتونم چیزی و به کسی تحمیل کنم مگر اینکه اون فرد براش انگیزه ایجادبشه... 

   نه ... آره من نتونستم توی تو انگیزه ایجاد کنم...تونستم؟

 ....چون خودمم انگیزه نداشتم دختر....سعی کن بفهمی....اون صدای مهربون ...فریب بود ...آره...

رفتی....اوهوم رفتی...دیشب ازم خداحافظی کردی شاید....آره...

هر جا باشی...پیش هرکی باشی...اگه قلبت ماله یکی دیگه باشه....بازم برام عزیزی .....انتقام

 

میگیرم...انتقام....ولی با سکوتم....آره با سکوت

 

رفتن همیشه دلیل بر تنها موندن نیس...گاهی وقتا آدم بارونی میشه و میخواد بره

 

من با این رویا زندم...که پیشت. باشم..که ماله تو باشم

 

٬راستش خیلی وقته که میخواستم باهات حرف بزنم..

احساس میکنم غم دنیا ریخته تو دلم ٬ دست خودمم نیست..

خیلی وقته که دوس نداری منو به یادت بیاری ! اما بدون من همیشه واسه اون لحظه هایی

به یادت بودم واسه ات از خون دل خوردن هام مي نوشتم و بايادت و اينكه شبهاي بي خوابي

 

به ياد اينكه كاش پیشم بودی . گریه های بی صدامو می شنیدی که تمام درد های دنیا تو دلم خونه کرده

 

بغض ها تو گلوم فشار  میده .اون موقع هایی داشتم از تنهایی تو خفه میشدم .تو که نمیدونی من چی کشیدم

چه سختهایی که تو دنیاست من نکشیده باشم من سختی میکشم فقط به خاطر تو تا یه روز بلکه  بتونم

 

یکی از اون ارزوهای کوچکت و بر اورده کنم

 

من به یادت بودن . من واسه اون شب و  روز ها بی قرارم دلم واسه همه اون روزایی تنگه که......

 

نگام کن ؟! میبینی ؟!این  اشکا رو!؟

 

 چرا دیگه تو چشام نگا نمیکنی؟!

چرا وقتی نگات میکنم روت و ازم بر میگردونی؟!

 

چرا دیگه دستام و نمیگیری تا دوتایی با هم راه بریم ؟!

به خدا دستام هنوزم تمیزه....دستام کثیف نشده...چشامم هنوز وقتی دروغ میگم برق میزنه...

 

بچه که بودم زندگی آدم بزرگا انقده برام گنگ و مبهم و غیر قابل قبول بود که با اون جسارت بچگانم دستم و

 

گذاشتم رو شکم گنده بابام و لبام و پژمرده کردم و گفتم بابایی من دیگه بزرگ نمیشم...

 

ای کاش به خودم بود ای کاش بزرگ شدنم دست خودم بود...آخه من خیلی وقته که بزرگ شدم...

 

انقده بزرگ که سایز کفشم شده 42...انقده بزرگ که عاشق شدم اونم از نوع خاکیش...!

 

الان 6-5 سالی که بزرگ شدم....

حالا بزرگ شدم تورو دارم...توی قبلم روی ذهنم ....میون دلتنگی و خستگی هام

انقده بزرگ که میدونم معنی( د. و. س .ت. د .ا .ش. ت. ن) چیه!!!!!!!!!!...

 

بزرگ شدن انقدر درد داره؟! که وقتی هم قد من میشن ؟!

 

چرا انقدر برات تکراری شدم؟! چرا دیگه از من حرف نمیزنی؟!

 

میشنوی؟! دلم تنگ شده واسه حرف زدنای ۲ نفره...از همونایی که ....

 

این روزا همه یه جوری شدن ! همه میترسن باهام حرف بزنن !

داداشی نمیخواد بیاد کنارم رو تخت بخوابه و دوتایی باهم خوابمون ببره...

این روزا خیلی تنهام...وقتی تو خونم..خودم و حبس میکنم تو اون اتاق لعنتی ! یا میخوابم

واسه خودم و زندگیم اشک میریزم.....یا

اینا رو که میگم نمیبینی!؟ یا واست مهم نیس که ببینی!

عزیزت خیلی تنها شده! تو راست گفتی بابایی! من تا زمانی دورم پره آدمه که لبخند رو لبمه باشه .....

وقتی که چشام بارونیه همه دورم و خالی میکنن ..شاید میترسن اشک چشام خیسشون کنه.......

بابایی دیگه از هیچکس و هیچ چیزی..توقع ندارم.....

فقط میدونم..تو زندگیم خیلی اشتباه کردم..

حالا هم وقتشه..! یا یه کسی پیدا میشه و دست و میگیره و از این باتلاق میکشه   بیرون..

یا زیاد دووم نمیارم و همینجا غرق میشم.؟!.....

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط رضـــــــا | 

این شعره خیلی 2سش دارم با صدای  شا دمهرعقیلی  

باید تو را پیدا کنم شاید هنوزم دیر نیست

تو ساده کندی ولی تقدیر بی تقصر نیست

با اینکه بی تاب منی بازم منو خط می زنی

باید تورو پیدا کنم تو با خودت هم دشمنی

کی با یه جمله مثل می تونه آرومت کنه

اون لحظه های آخر از رفتن پشیمونت کنه

نگینم از این شهر سرد ای  کوچه های بی عبور

وقتی به من فکر می کنی  حس می کنم از راه دور

 

آخر یه شب این گریه ها سوی چشامو می بره

اکستر از پیرهنی که جا گذاشتی می پره

باید تو را پیدا کنم هر روز تنهاتر نشی

 

راضی به با من بودنت حتی از این کمتر نشی

 

پیدات کنم حتی اگه پروازمو پرپر کنی

 

محکم بگیرم دستتو احساسم باور کنی

 

باید تو را پیدا کنم شاید هنوزم دیر نیست
+ نوشته شده در  ساعت   توسط رضـــــــا | 

من که نه براي بارون شعر خونده بودم و نه ترانه!
پس کچاي کار اشتباه بود؟
هميشه از رفتن نوشتم و دلکندن کسي که ميتونسته همه زندگي من باشه!
اما هيچوقت نخواستم باور کنم که براي کي مينويسم! کاش ميدونستم که براي کي مينويسم و اشک ميريزم
بزار يه جور ديگه شروع کنم
برات از زندگي يه پسر24 ساله ميگم که خيلي وقته به آخراي خط رسيده و اون ته ته هاي خط لي لي بازي ميکنه
برات از زنگي کسي بگم که درست توي تاريکي مطلق توي بي کسي چشمش هيچ جارو نميبينه و محکم ميخوره زمين
کسي هم پيدا نميشه دستش و بگيره و بلندش کنه
هيچکس نمياد ! چون ميترسه اشکاي پسرک  امون نده
توي اين بي کسي ها کسي پيدا ميشه که ميشه همه کس
پسر24 ساله  پر از خالي بودن  ميشه پر از عطر ياس و اقاقيا
اون پسر منم...فرشته نجات تو
بعد مدت ها بي کسي و تنهايي و غم و ماتم
دلم و دو دستي سپردم بهت!
حالا داري ميري!
غريبه داري ميري و پرپر شدن من و نميبيني!
هميشه رفتن يه حادثه است
چقدر که از حادثه ها بيزارم
تو ميري و من ميمونم
تو ميري و من نميدونم حتي وقتي برگردي من و يادت هست يا نه
تو ميري و من ذره ذره و بي صدا آب ميشم
ميري و تنهاي تنها له ميشم
تو ميري و من باز هم نفس ميکشم
کاش زندگي کردن فقط نفس کشيدن بود!
کاش حادثه هيچوقت نبود...
اين فاصله ها چه بي تفاوت غوقا ميکنند
راستش هيپوقت فکر نميکردم يه روز ممکنه تويي وجود نداشته باشه
ميخندم به اون روزايي که بعد کلي قهر و دلخوري بازم نازم و ميکشيدي
ميخندم به همه اون روزايي که روي بوم نقاشي طرح چشم هاي

معصومي و ميکشيدم که مطعلق به تو بودن
ميخندم به اون دفتر خاطراتي که از اولين روز دوستيمون خط خطيش کردم...
تا يه روزي وقتي لحظه خداحافظي رسيد..بدمش بهت...
ميخندم چون نميدونم طاقت خداحافظي کردن و دارم يانه
کاش از ول نبودي...
کاش حادثه نبود
کاش زندگي با نفس کشيدن معنا نميشد

+ نوشته شده در  ساعت   توسط رضـــــــا | 
واژه های بی نفس
می نویسم٬که حالم خوب نیست٬نه اصلا خوب نیست

خلسه..

بی ارادگی ..

خلسه..

تنهایی..

تراوشات ذهن خسته ام روی این کاغذ ها نمی نشیند

و بغض این سیگارهای لعنتی دیگر دوای دردم نیست

پیری به من گفت تو هرگز نمرده ای..

خون گریستم که چرا خدایم را سال هاست که ندیده ام ٬ بی شک دلتنگیم به خاطر دوری از اوست

با انگشتم روی خاک نقاشی میکشم٬عجیب ولی ساده و زیبا

لبخند میزنند٬کسی میگوید دست های ظریفی داری

دیگری میگوید خوش سلیقه ای

فلانی می گوید:چرا روی کاغذ نمیکشی

نگاه میکنم٬چرا با من غریبه اید؟

من در اوج جوانیم اینچنین پیر و پخته ام که طردم کرده اند

و کسی سیب از دستم نمیگیرد

هرگز پروانه ای سر انگشت من ننشسته و پرنده ای از دستم دانه نخورده

خلا یعنی نبودن تو اینجا در این میخانه ی خیالی من که در آن می شود سما رقصید

بیا و با هم اوج بگیریم..

خدایا حس میکنم تناسخ من نزدیک شده..

«کیف تکفرون بالله و کنتم امواتا فاحیاکم ثم یمیتکم ثم یحییکم ثم الیه ترجعون »

کمکم کن..

که دیگر زمان زندگی دوباره ام رسیده..

خسته ام٬عجیب..

نه با بوی عود آرام می شوم

و نه با صدای کسی

نه دیگر نیکوتین علاج این درد های بی درمان من است

و نه عشقی مرا ارضا میکند..

بیا و دست هایم را بگیر و مرا به خود به بهشتی ببر که وعده ام داده ای..

خدایا..

من پیش از تولدم آزادیم را فروخته ام..

و اینجا در این دنیا مبهوت و زخمی به دیوار های قفس میکوبم

بیا و روح خسته ام را مرحم باش

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط رضـــــــا | 

من خیلی تنهام ، تو دلم خیلی حر فاست .

عاشقی دست من نبود

 

ارتباطم رو باهات حفظ می کنم تا جایی که نفسم باشه و عوامل طبیعی جلو دارم نشه !!

ببین که خستم. زندگی من هم 1 جورایی مثل خودت هست.
خیلی خراب هستم.
من خوب می فهمم معنی تک تک این حرفها چی هست واسم

خیلی عجیبه که پشت این همه درد و ناراحتی و ترس و خستگی ...

همیشه یه قلب مهربون هست!!

آرزومه که يه روز، تو کلبه ي قشنگمون


يه شب صاف مهتابي، با ديواراي عنابي


دست بکشم رو گونه هات ، خيره بشم به اون چشات


حس کنم کنارمي ، تو آغوش گرم مني


سرت رو شونه هام باشه ، دستات توي دستام باشه


نگات تو چشم من باشه ، لبات روي لبهام باشه


از عشق هم گر بگيريم ، از امروزو فردا بگيم


با اين دلهاي پاکمون ، يه جشن کوچک بگيريم

دوستت دارم ای تنها بهانه برای زندگی!!!

 

دلتنگ نشو!

خسته نشو!

بغضاتو نگه دار

شاید فردا قشنگ ترین روز زندگی تو باشه!!!!

 

مـا مـنـتـظــران دولـت اميــديـم در آمــدن بـهــار بي­تــرديـديـم

با مـاه و ستــاره دل نگيــرد آرام ما چشم به راه قامت خورشيديم

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط رضـــــــا | 

ای خدا فکر نمی کردم که یه روز ازم جدا شه ،

باورش سخت که دیگه سایه اش رو سرم نباشه

گرچه سرده دست گرمت اما واسه من همونی

با تمام خاطراتت توی ذهن من می مونی

داداشی چشمهات وا کن  بذار دستهات بگیرم

 

دوباره بیا به خوابم ...دارم از دوریت می میرم

ای خدا من اونو می خوام اما تو ازم گرفتی

باورم نمیشه رفته ...گرچه اون بر نمی گرده

 

داداشی غم های دنیا ببین با دلم چه کرده

ای خدا من اونو می خوام  اما توازم گرفتی

 

نکته جا گذاشت تو قلبم خاطراتش مثل آتیش

 

من خیلی داغونم گلم  ،تو دیگه داغونم، نکن .!!!

 

من خیلی از تو بدترم، تکیه به شونه هام نکن !!!

 

برو که وقتشه بری ...برو،،، که خیلی دلخورم .برو ...برو...

حتی ،تورو  دست خدا نمی سپرم ...

با بی خیالی منو نسوزون.!!

 

حالا که میری نشو، پشیمون ...مگه نگفتی دوستم نداری ؟؟؟

 

چرا نمی ری تنهام بذاری ...!!!

 

دلم،، با جمله هات آروم نمیشه ...

برو دیگه  ...برو واسه همیشه ...

 

اگه میگی ،واست فرقی ندارم ..

چرا چشمهای تو بارونی میشه ...؟؟؟

 

دلم،می خواست  بازم طاقت بیاورم ...

بازم هرچی که شد به روت نیارم .!!!

 

ولی حالا که حرف رفتن افتاد....برو دیگه

باهات کاری ندارم .....!!!

 

برو...که وقتشه بری ...برو...

 که خیلی دلخورم .برو ...برو...

 

حتی ،تورو،  دست خدا، نمی سپرم ... با بی خیالی منو نسوزون.

 

حالا که میری نشو پشیمون ...مگه نگفتی دوستم نداری ؟؟؟

 

چرا نمی ری تنهام بذاری ...!!!!!!!!!!

 

من تو نمی دونستیم که بدون هم می میریم ..

 

ما دوتا باید بمونیم دست های هم بگیریم ...

 

ما باید مثل قدیما دست تو دست هم بذاریم ..

 

من تو به غیر مردن دیگه  هیچ راهی دیگه نداریم ..

 

کاش می شد یه روز دیگه  تورو می دیدم دوباره ..

 

تو بدون بعداز جدایی  چشم من اشکی نداره...

 

به خدا دارم می میرم گرچه گفتی بر می گردی  چشمهاتو وا کن

 

عزیزم بببین بادلم چه کردی ...

دیگه بعداز این جدایی هیچ کی درومونم نمیشه

 

هیشکی مثل تو عزیزم مرحم درد هام نمیشه

 

اما هیچ وقت ندونستی که بدون تو می میرم ..

 

بذار این لحظه آخردست های تورو بگیرم

 

اگه دستات مال من بود ...آرزوهام زنده میشد

حالا که رفتی عزیزم اگه می موندی چی می شد

دیگه بعد از این جدایی عاشق هیچکی نمیشم

 

حتی تو بیایی کنارم دیگه عاشقت نمیشم

 

حالا کی ازمن گذشتی ...دیگه از زندگی سیرم

 

آرزومه حتی یک بار دست های تو رو بگیرم

میدونم بر نمی گردی ...اما منتظر می مونم

تو واسم همیشه رفتی ...

قربون گریه هات برم رفتنت هم به دل نشست

باید پیاده بشیم گلم قایقمون به گٍل نشست

اینو بدون فدات بشم  تو بدترین وضعیتم

اینو زدم تا بدونی از دست تو ناراحتم

 

تصمیم تو عوض نکن اگه می خوای بری برو ...

درسته که زدم ولی خیلی دوستت دارم تو رو ...

 

الهی قربونت برم ....خیلی برام بودی عزیز

 

از پیش من برو ولی خاطره هام دور نریز ...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط رضـــــــا | 

خیلی دلتنگتم

دیگه خسته شدم از جدایی از تنهایی ..از بی تو بودن و کنارت نبودن

کاش بدونی چقدر بی تو تنهامچقدر تحمل تنهایی واسم سخت و دردناکه

خیلی وقتها از دلتنگیهام برات نمی گم.تو دل خودم نگه می دارم و یواشکی اشک می ریزم

نمی دونم تا حالا شده اینقد دلتنگ من بشی یا نه ولی هر جور باشی هر چقد دوسم داشته باشی بازم دوستت دارم.

اون روزی داشتم از عمق دلتنگی هام و از اینکه هر قدر از عشقمون می گذره و بیشتر با همیم زندگی سخت ترمیشه واسه یکی از دوستام می گفتم.اصلا نمی تونست درک کنه!!

 

 

کاش بدونی چقدر با تو قشنگ میشه دنیام

چه زيباست بخاطر تو زيستن وبراي تو ماندن وبه پاي تو سوختن وچه تلخ

 وغم انگيز است دور از تو بودن براي تو گريستن وبه عشق ودنياي تو نرسيدن

 اي کاش ميدانستي بدون تو وبه دور از دستهاي مهربانت زندگي چه ناشکيباست

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط رضـــــــا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره عشقم
دلتنگ من!ه عزیزم...
دلم می خواد بدونی اندازه ی تمومه بغض هایی که قورتشون دادی!اندازه ی تمام لحظه هایی که حس کردی تنهایی و دلتنگ... درکت می کنم.می فهممت...دوست دارم...

هنوز هم یه صدایی از دور میاد..
هنوز هم کسی هست که دلتنگی هام رو باور کنه..
کسی که از دیدن زخم روی دستم اشکس در بیاد
و من هنوز هم زندگی و فریاد میزنم..
شمارش معکوس و شروع کردیم..
هم من هم تو...
میترسم...
ترس که نه٬ دلهره..!
دلهره٬استرس...استفراغ...همراه های همیشگی من....بعد دیدار های ۴۵ دقیقه ای توی برج به ظاهر سفید..که جز سیاهی چیزی نداره

فکر که میکنم قلقلکم میاد..
فکر که میکنم..یادم میاد که شانه ات هنوز هم جای امن گریه های منه..
و دلت...! خواستم بگم امانت داره خوب! ولی دیدم که دلم را خوب پس زد..
..
من شکسته شدن و دوست دارم وقتی تیشه به ریشه ام میزنی..
وقتی در اوج خوشبختی خودم و دار میزنم..
دلم میخواهد تو در کنارم باشی...وقتی که در آستانه پرواز قرار میگیرم..
تو روی گونه ام بوسه بزنی...تو برای آخرین بار در آغوشم بگیری...
تو من و دیوانه خطاب کنی٬نه مردمی که چیزی از عشق ما نمیدونند٬ دروغ گفتم ما که نه من !
چه بی پروا حرف میزنم..! تو جدی نیگیر...!
چرا ساکتی!؟
حرف زدن با من کلافت کرده؟
تو که حرف نمیزنی بهتره بگم حرفای من کلافت کرده؟
اين روزا یه طوری شدم..
یه طور عجییب
بعد از اینکه اون صدا رو دوباره شندیم..
دلم لرزید...
لبم خندید..
چشام برق زد..
راستش خوابمم تعبیر شد..
اون صدا هنوز میاد
من دیوونه اون صدام...
برگرد بيا..! برگرد بيا..میخوام بهت فکر کنم

نوشته های پیشین
9/23/2009 - 10/22/2009
7/23/2009 - 8/22/2009
6/22/2009 - 7/22/2009
5/22/2009 - 6/21/2009
4/21/2009 - 5/21/2009
3/21/2009 - 4/20/2009
2/19/2009 - 3/20/2009
1/20/2009 - 2/18/2009
آرشیو موضوعی
عاشقانه
عشقو لانه
دلتنگی
عشق
دوستان عزیزم
๑۩۩๑* قصه گل وتگرگ *๑۩۩๑
๑۩۩๑ *.دختر غریبه. * ๑۩۩๑
๑۩۩๑ *. آیدا عزیز . * ๑۩۩๑
๑۩۩๑هستی عزیز**๑۩۩๑
๑۩۩๑* طلسم عشق * ๑۩۩๑
๑۩۩๑* مهتاب عزیز * ๑۩۩๑
๑۩۩๑*استودیو سام * ๑۩۩๑
๑۩۩๑غم و داغ قهوه تلخ ๑۩۩๑
๑۩۩๑کلبه ی فندقی*๑۩۩๑
๑۩۩๑*دخترک تنها *๑۩۩๑
๑۩۩๑ کلبه عشق **๑۩۩๑
๑۩۩๑ تنظیم خانواده *๑۩۩๑
๑۩۩๑پاتوق دخترای خوشگل تبریز๑۩۩๑
๑۩۩๑تبريز بالاسي**๑۩۩๑
๑۩۩๑اس ام اس عاشقانه ๑۩۩๑
๑۩۩๑نازیلای عزیز๑۩۩๑*
๑۩۩๑مریم عزیز๑۩۩๑
๑۩۩๑عاشقانه๑۩۩๑
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

 

کد آهنگ